احتمالاً هايتون از كتابهاي ماركوپولو (سيزدهم ـ 2) و جوواني پيان دل كارپيني (سيزدهم ـ 1) استفاده نكرده است. ولي ممكن است كتاب گيوم روبروكي (سيزدهم ـ 2) را مطالعه كرده باشد. درست است كه برخي حكايات را گفته كه در آن كتابها هم وجود دارد، از قبيل پول كاغذي در چين، بقاياي كشتي نوح در كوه آرارات، بناي شهر پكن و غيره، ولي امكان دارد همهٴ اين افراد صرفاً آنچه را در شرق رايج بوده حكايت كرده باشند.
كتاب ديگري بهنام تقويم تاريخي يا جدولهاي تاريخي را اخيراً آوكريان مترجم ارمني
گلهاي تاريخ به هايتون نسبت داده است. جدولهاي تاريخي درحدود سال 1296 به زبان ارمني نوشته شده و حاوي شرح مختصري از رويدادهاي مهمي است كه در سالهاي 1076 ـ 1307 در شرق اتفاق افتاده، بهويژه در ارمنستان، شام و فلسطين. بسياري از اين حوادث مربوط به جنگهاي صليبي است كه در اين دوره جريان داشت. اين كتاب براساس آثار ارمني، فرانسه و سرياني نوشته شده است.
تاريخ فرقهٴ شهسواران مهماننواز را هايتون ننوشته است و احتمالاً شرح مكاشفات هم كه اغلب به او نسبت داده شده از وي نيست؛
همچنين يادداشتها كه نقشهٴ ديگري است براي بازپس گرفتن فلسطين.
4. تاريـخنگـاري نسطـوري
عمـروبـن مَـتّـيٰ
عمروبن متي طيرهاني، مورخ نسطوري (برآمدنش پس از سال 1317).
اصل او از طيرهان بر كنارهٴ رود دجله و نزديك سامراست كه از مدتها پيش از مراكز مسيحيت بود.
يكي از مآخذ مورد استفادهٴ ابوالفرج (سيزدهم ـ 2) در تاريخ مفصلش كتاب المِـجْـدَل (كتاب برج يا قلعه) تأليف ماري بن سليمان نسطوري بود. كتاب المِـجدَل شامل دو بخش است. اولي
z، دومي درباب تاريخ بطريقان نسطوري تا سال 1147؛ بنابراين، پس از سال 1147، و پيش از 1286 نوشته شده است، يعني زماني كه ابن عبري تاريخش را تأليف ميكرد. عمروبن متي
كتاب المجدل را اصلاح وتلخيص كرد و ذيل آن را تا وفات هبةالله سوم در
سال 1317 نوشت.1
يكي ديگر از نسطوريان همان عصر بهنام صليبا بن يوحناي موصلي تحرير ديگري از مجدل فراهم ساخت. تفكيك آندو از يكديگر دشوار است. بنابراين، باهم مورد اشاره قرارشان داديم.